محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )

2106

تاريخ الطبرى ( فارسي )

جمعى گفتند : « هديه از آن اوست بعوض چيزى كه داده زن شاه در ذمه نيست كه مال او را بگيرى و زير فرمان تو نيست كه از تو بترسد » كسان ديگر گفتند : « ما جامه هديه ميداديم كه عوض بگيريم و براى فروختن مىفرستاديم كه بهاى آن را بگيريم » عمر گفت : « ولى پيك ، پيك مسلمانان است و پست ، پست آنهاست و اعتبار ام كلثوم پيش زن شاه روم بسبب مسلمانان است » آنگاه بگفت تا گردن بند را به بيت المال دادند و به قدر مخارج ام كلثوم بوى داد . خالد بن معدان گويد : نخستين كسى كه غزاى دريا كرد معاوية بن ابى سفيان بود به روزگار عثمان بن عفان ، و چنان بود كه از عمر اجازهء اين كار خواسته بود كه اجازه نداده بود و چون عثمان بخلافت رسيد معاويه اصرار كرد تا عثمان به اين كار مصمم شد و گفت كسان را انتخاب مكن و بهترينشان را مگزين ، هر كه به دلخواه طالب عزا شود او را بردار و كمك كن . معاويه چنان كرد ، عبد الله بن قيس حارثى هم پيمان بنى فزاره را به كار درب گماشت و او به دريا پنجاه غزاى تابستانى و زمستانى داشت كه كس در اثناى آن غرق نشد و دچار طوفان نشد . وى از خدا مىخواست كه سپاهش را به سلامت دارد و كسى از آنها تلف نشود . چنين بود تا وقتى كه خدا مىخواست او را تلف كند با يك زورق پيشتاز برفت و به بندرگاه سرزمين روم رسيد كه گدايى چند در آنجا معونت مىجستند و به آنها صدقه داد . يكى از زنان گدا به دهكدهء خويش باز گشت و به مردان گفت : « مىخواهيد عبد الله بن قيس را بگيريد ؟ » گفتند : « كجاست ؟ » گفت : « در بندر . »